بایزید بسطامی کیست
اساتید بایزید بسطامی در تصوف
چنین میماند که بایزید در تصوف استاد نداشته و خرقه ارادت از دست هیچیک از مشایخ تصوف نپوشیده است. گروهی او را امی دانسته و نقل کرده اند که بسیاری از حقایق بر او کشف میشد و خود نمیدانست. گروهی دیگر نقل کرده اند که یکصد و سیزده یا سیصد و سه استاد دیده است. قدر مسلم اینکه استاد او در تصوف معلوم نیست و خود چنین گفته است که مردمان علم از مردگان گرفتند و ما از زنده ای علم گرفتیم که هزگز نمیرد. و باز پرسیدند که پیر تو در تصوف که بود؟ گفت: پیره زنی. بهر حال جهت زندگانی این عارف بزرگ ایرانی مبهم بوده و اطلاع ما نیز در اینباره بسیار محدود و ناقص میباشد. ولی با این همه آنچه از تعلیم و عرفان او باقی مانده است بهیچ وجه ناقص و مبهم نیست و به روشنی معلوم میشود که وی مردی بزرگ بوده است. به نقل آورده اند: چون کار او بلند شد سخن او در حوصله اهل ظاهر نمیگنجید. حاصل، هفت بارش از بسطام بیرون کردند. وقتیکه وی را از شهر بیرون میکردند پرسید جرم من چیست؟ پاسخ دادند: تو کافری. گفت: خوشا به حال مردم شهری که کافرش من باشم. در میان عارفان ایرانی بایزید از نخستین کسانی است که به نویسندگی و به قولی به شاعری پرداخته است. امام محمد غزالی در قرن پنجم هجری از آثار قلمی او استفاده کرده ولی در حال حاضر چیزی از آثار قلمی وی در دست نمیباشد.
بایزید بسطامی و امام جعفر صادق
بایزید در اوایل عمر خود به اقصی نقاط ایران، عراق، عربستان و شام سفر کرد و در هر جایی با دیده تیزبین خود چیزی آموخت. برخی نوشته اند که وی شاگرد امام جعفر صادق بوده است. به روایتی دو سال برای امام سقائی کرد تا آنکه امام جعفر صادق وی را رخصت داد که به خانه خویش باز گردد و خلق را به خدای دعوت کند. این روایت را غالب مآخذ صوفیه ذکر کرده اند. از جمله اینکه وی مدت هفت سال از محضر امام جعفر صادق کسب دانش نموده است. گویند بعد از هفت سال روزی حضرت به بایزید فرمودند کتابی را از طاقچه اطاق بیاور. بایزید گفت طاقچه کجاست؟ حضرت فرمود در این مدت شما در این خانه طاقچه ای ندیده ای؟ جواب داد من برای دیدن خانه و طاقچه نیامده ام بلکه جهت دیدن طاق ابروی آن قبله اولیاء آمده ام. حضرت فرمود: بایزید کار تحصیل تو تمام است باید به ولایت خود رفته و خلق را راهنمایی نموده و آنان را براه حق دعوت نمایی.
وفات بایزید بسطامی
سهلکی وفات وی را در سال ۲۳۴ هجری به سن هفتاد و سه ثبت کرده، سلمی و قشیری و خواند مــیــر نــیــز سـال ۲۳۴ و سال ۲۶۱ ذکر کرده اند؛ خواجه عبدالله انصاری یا کاتبان بعضی نسخه های طبقات، سال ۲۶۱ هجری را درست تر پنداشته اند.
خویشان بایزید بسطامی
بموجب روایت سهلکی، بایزید دو برادر و دو خواهر نیز داشت که از آن جمله، وی برادر میانه بود. برادر بزرگترش آدم نام داشت و آنکه از بایزید کوچکتر بود علی نامیده میشد. بعدها برادر زاده اش ابوموسی که پسر آدم بود به خدمت بایزید درآمد و شاگرد و خادم او شد. بایزید نسبت به ابوموسی علاقه و محبت پدرانه داشت و ابوموسی نیز در مواظبت احوال بایزید دقت تمام به کار میبست و در تکریم بایزید بسیار میکوشید.